چقدر خوب است که جز تو کسی را ندارم که نازم را بکشد،که نازش را بکشم.
چقدر خوب است که شب ها با لالایی شب بخیر عزیزم تو،چشمهایم به مهمانی خوابی رویایی دعوت می شود.
چقدر خوب است که وسط آهنگ،توی آغوش یادت خودم را جا می گذارم و دوست داشتنت لابلای شاخه های تنم لانه می سازد.
چقدر خوب است که آرزوهایم را با آرزوهایت ست می کنم.
چقدر خوب است که برای پوشیدن عطر تنت میان رقص برفها،پالتوی پوستم را جا می گذارم.
چقدر خوب است که کسی را جز تو ندارم که حواسم را پرت چشمهایش بکنم.
چقدر خوب است که کسی را جز تو ندارم و میتوانم با تمام من دوستت داشته باشم.

#صفا_سلدوزی


عاشقانه

.

بیا به عاشقی و شعر  متّهم باشیم
بیا بهانه نگیریم عشق هم باشیم

بیا تمام مسیر عبور باران را
بدون چتر بخندیم ! هم قدم باشیم

بیا زیاد بمانیم پیش همدیگر
بیا زیاد ببوسیم ' ضد کم باشم

درست نیست که با هم معاشرت نکنیم
صلاح نیست که اینقدر محترم باشیم

موافقی که در آغوش هم خراب شویم ؟
شبیه شبنم و گلبرگ غرق نم باشیم ؟

چقدر دوری و حسرت ؟ چقدر تنهایی ؟
چقدر ملعبه ی دست های غم باشیم ؟

چرا به کام دل همدگر عسل نشویم  ؟
چرا جدا ز هم و تلخ مثل سم باشیم ؟

بیا به عاشقی و شعر متهم باشیم
بیا بهانه نگیریم ' عشق هم باشیم


#سید_رضا_هاشمی


عاشقانه

من مست جام باقی‌ام، دارم هوای عاشقی
حیران روی ساقی‌ام، دارم هوای عاشقی
ای جان و ای جانان من، دارم هوای عاشقی
ای وصل و ای هجران من، دارم هوای عاشقی

@ch_seemayeeshgh
جان در بر جانانه شد، دل بر سر پیمانه شد
تن ساکن میخانه شد,,، دارم هوای عاشقی
گه نور و گه نار آمدم، گه گل، گهی خار آمدم
گه مست و هشیار آمدم، دارم هوای عاشقی
ای شاه، درویشت منم، درویش دل ریشت منم
بیگانه و خویشت منم،  دارم هوای عاشقی
دیوانه رویت منم، آشفته مویت منم
سرگشته کویت منم، دارم هوای عاشقی


عاشقانه

بوسه گر ســــاقی دهد ساغر زنم
بوسه را بر جـــــــام یک دلـــبر زنم

اه ساقی می بده جــــانم سِــــتان
تا که یک پیـــــــــمانه ی دیـــگر زنم

دم به دم عشقت مرا دلـــخون کند
اتشی بر جـــــــــــان و بر پیــکر زنم

غیرِ عشقت نیست عشقی بر دلم
من به ســــودای غــــــمت پرپر زنم

@ch_seemayeeshgh

پرده ایی از ســــوز و نای دل شنو
بوسه ده تا جان به خـــــاکستر زنم

عاشـــق میـــــخانه ی شــــهر تو ام
یار من ســـــاز، از تو عاشـق تر زنم

برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای من
از شقایق ها سَری ای تك گُلِ مینای من

من ز داغِ عشقِ تو شبها نخوابم تا سحر
خستگیم را ببین در چهره و سیمای من

زُلفِ تو مثلِ غزل لعلِ لبانت چون عسل
می سرایم شعرِ چشمانِ ترا رعنای من

با تو قلبم پر ز مهر و مهربانی می شود
بی تو میمیرم دگر ای یارِ بی همتای من

@ch_seemayeeshgh

در فراقِ روی ماهت ناله ها سر داده ام
گر نیایی وای من، ای وای من، ای وای من

ای طبیبِ من بیا  دردِ  مرا  درمان  نما
من مریضِ عشقم و تو بوعلی سینای من

می کنم فرشِ دلم گسترده زیرِ پای تو
عاشقم بر خنده ات ای دلبرِ شیدای من


عاشقانه

لیوان چو لبت بوسد و بوسم لب لیوان
پیداست ز تـو بوسـه بگـیرم نه ز لیوان!

لیوان به لب لعل تو لب داد به لبخند
مـا لب بگـرفـتیـم به لبـخـنـد ز لیوان!

لعل لب تو بوسه نمی‌داد به این لب
آن بوسـه گـرفـتیــم ز لعل لب لیوان!

لب بـر لب لیوان و لب لعل تـو در یـاد
این لعل لب توست نه لعل لب لیوان!

تا لب به لب لعل تو دادیـم ندادیـم
لب بر لب لعل دگری جز لب لیوان!

جز نام تو و لعل لبت لب نگشودیم
الاّ بـه لب همـچو لبت بر لب لیوان!

لبهای من و لعل تو و بوسه‌ی شیرین
این هر سه نشینند فقط بر لب لیوان!


عاشقانه

دربدرم ، در سفرم ، عاشق و دیوانه سرم
ناله به چشمانِ ترم ، واله و ویرانه سرم


دلشدهٔ ڪوی توام ، دار به گیسوی توام
مستِ تن وبوی توام ،محو لب و روی توام


جزتو به ڪس برحذرم،گرڪه روم در خطرم
نازِ نگاهت نظرم ، هیچ مگو رهگذرم

 

#مولانا


عاشقانه

ای دوست قبولم كن و جانم بستان
مستم كن و وز هر دو جهانم بستان

با هر چه دلم قرار گیرد بی تو
آتش به من اندر زن و آنم بستان

ای زندگی تن و توانم همه تو
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو

تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو از آنم همه تو

خود ممكن آن نیست كه بردارم دل
آن به كه به سودای تو بسپارم دل

گر من به غم عشق تو نسپارم دل
دل را چه كنم بهر چه می‌دارم دل

  مولانا


عاشقانه

خدایا بیقرارش کن بفهمد روزگارم را

بفهمد لحظه های سوزش دلشوره هایم را

همین آهم کفایت میکند یارب مقدر کن
برایش شورشی از دردو رنجو انتظارم را

خدایا بی اثر باشد فغانو آه و نفرینم
ولی بر او چشان این روزهای بیقرارم را

در این دلدادگی زخم از زبان دشمنان دارم
و او هم بشنود این طعنه های نیشدارم را

به زجرش نیستم راضی ولی تقدیر فرمایی
به بختش طالعی چون کوکب دنباله دارم را؟


عاشقانه

صد ره به رخ تو در گشودم من
بر تو دل خویش را نمودم من

جان مایه ی آن امید لرزان را
چندان که تو کاستی، فزودم من

می سوختم و مرا نمی دیدی
امروز نگاه کن که دودم من

تا من بودم نیامدی، افسوس!
وانگه که تو آمدی، نبودم من

#هوشنگ_ابتهاج


تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

آپولو تا اس ام اس | مجله تفریحی سرگرمی همه چیز درباره لاغری تکنلوژی. کاندوم استور(ارسال محرمانه)